این همه دو گانگی ؟؟؟
چرا ؟؟؟
ما ساختمونای بلند و مقاوم می سازیم ، ولی خودمون ترد و شکننده ایم !!! ... چرا ؟
هر چی بزرگ راههامون وسیع تر می شه ، زاویه ی دیدمون بسته تر و تنگ تر می شه !!! ... چرا ؟
خونه هامون بزرگ ، ولی دلامون کوچیکه !!! ... چرا ؟
مدارک علمی بالا داریم ، ولی شعورمون هنوز کودکستانیه !!! ... چرا ؟
دانشمون زیاد ! امّا قدرت تمیز و تشخیصمون کمه !!! ... چرا ؟
هر چی متخصّص بیشتری داریم ، مشکلاتمون بیشتره !!! ... چرا ؟
خوب خرج می کنیم ، خوب تفریح می کنیم ، خوب می خوریم ، خوب می پوشیم ، امّا کم می خندیم !!! ... چرا ؟
رانندگی رو با سرعت دوست داریم ، ولی فقط تو لاین افقی !!! ... چرا ؟
تا دیر وقت بیدار می مونیم ، ولی دلمون همیشه خوابه !!! ... چرا ؟
اینقدر که پای تلویزیون می شینیم ، پای حرفای خدا نمی شینیم !!! ... چرا ؟
دارایی هامون رو افزایش می دیم ، پس انداز می کنیم ، امّا ارزش های معنویمون کمتر و کمتر می شه !!! ... چرا ؟
زیاد حرف می زنیم و کمتر گوش می کنیم !!! ... چرا ؟
کمتر عشق می ورزیم ، در عوض در کینه توزی ید طولایی داریم !!! ... چرا ؟
تأمین معاش رو یاد گرفتیم ، امّا زندگی کردن رو نه !!! ... چرا ؟
یاد گرفتیم چطور به طول عمرمون اضافه کنیم ، ولی به کیفیتش نه !!! ... چرا ؟
به کره ماه می ریم و برمی گردیم ، امّا زحمت سر زدن به یه دوست منتظر رو به خودمون نمی دیم !!! ... چرا ؟؟؟
همه ی ستاره ها رو به اسم می شناسیم ، همه ی راه های شیری کهکشان رو مثل کف دستمون می شناسیم ، ولی درون خودمون رو نه !!! ... چرا ؟
فضا رو تسخیر کردیم ، امّا قادر نیستیم دلی رو تسخیر کنیم !!! ... چرا ؟
همه اش دنبال این هستیم که آلودگی هوا رو از بین ببریم ، ولی روحمون رو به ناپاکی می کشونیم !!! ... چرا ؟
بیشتر می نویسیم و کمتر یاد می گیریم !!! ... چرا ؟
هر روز رایانه های جدیدتری می سازیم که گنجایش اطلاعات زیادتری رو دارن ، ولی کمتر و کمتر با کسی ارتباط برقرار می کنیم !!! ... چرا ؟
عصر عجیبیه ! اینطور نیست ؟
عصر آدمای بزرگ ، با دلای کوچیک و خصوصیات حقیرانه
سودای سرشار و روحای گرسنه و فقیر
خونه های مجلّل و قلبای تنگ و تاریک
بیاین با خودمون رو راست باشیم ... حساب دو دو تا چهار تا رو همه مون بلدیم .
نکنه یه روز بفهمیم یه عمر رفتیم ، امّا اشتباه !
فرصت کمه و کار زیاد ... باید جنبید
باید قبول کرد که انسان جسمی نیست که روح داره ... بلکه روحی ست که در قالب جسم عمل می کنه ... این یه اصل کلّیه
باید پذیرفت که اصول اخلاقی ، دستمال یک بار مصرف نیست
باید بدونیم و آگاه باشیم که سرور واقعی در درون خود ماست ، نه قرص های شادی بخش !
بیاین به معنویت بها بدیم ... همونطور که به گل هامون آب می دیم
بیاین کمی پای حرفای خدا بشینیم
بیاین به کودکی که با ترس به ما نگاه می کنه ، کلامی محبت آمیز بگیم
بیاین آغوشی گرم برای عزیزی که در کنار ماست داشته باشیم ، باور کنید این گنج هیچ خرجی برامون نداره
بیاین به افرادی که دوستشون داریم ، علاقه مون رو صادقانه ابراز کنیم
بیاین قدر لحظه هایی رو که در کنار عزیزانمون هستیم بدونیم ... چرا که این لحظات دیگه برنمی گردن
باور کنید عمر واقعی به شمارش نفس هایی که می کشیم نیست ... بلکه به تعداد لحظات سرشار از شادی و رضایتیه که از خوشحالی و وجد نفسمون بند میاد
و خیلی چیزای دیگه که فعلاٌ حوصله ی گفتنشون رو ندارم ...









